عجیب ترین روش هایی که نویسندگان برای الهام گرفتن استفاده نموده اند
به گزارش تور استانبول، نوشتن همواره یک فرآیند ساده و قابل پیش بینی نیست. بعضی نویسندگان برای یافتن الهام، روش های معمولی مانند پیاده روی، موسیقی یا مطالعه را انتخاب می نمایند، اما بعضی دیگر به سراغ روش های عجیب و غیرمنتظره ای رفته اند. جستجوی الهام گرفتن در شرایطی خاص، گاهی آن قدر غیرعادی شده که نویسندگان مجبور شده اند خود را در موقعیت های عجیب و حتی خطرناک قرار دهند. بعضی نویسندگان برای خلق شاهکارهای خود، به سراغ تجربه های حسی نامتعارف رفته اند و بعضی دیگر خود را در انزوا قرار داده اند تا بتوانند خلاقیت خود را تقویت نمایند. روش های عجیب الهام گرفتن در دنیای نویسندگان به مقدار خود داستان ها، جالب و شگفت انگیز است. در این میان، بعضی از آن ها با تغییرات فیزیکی، ذهنی یا حتی استفاده از محرک های خاص کوشش نموده اند خلاقیت خود را افزایش دهند.

اما چرا برخی نویسندگان به روش های غیرعادی برای الهام گرفتن متوسل می شوند؟ خلاقیت یک نیروی غیرقابل پیش بینی است و هر نویسنده ای راه خاص خود را برای بیدار کردن آن پیدا می نماید. برخی از نویسندگان به شرایطی وابسته اند که بتوانند فکر خود را درگیر ایده های تازه نمایند، حتی اگر این شرایط کاملاً عجیب و غیرمنتظره باشد. برخی از آن ها روش هایی مانند کار در محیط های غیرمعمول را انتخاب می نمایند، درحالی که برخی دیگر با خوابیدن در مکان های خاص یا حتی قرار دادن خود در معرض محرک های حسی شدید، ایده های نو به دست می آورند. در این مطلب، با پنج مورد از عجیب ترین روش های الهام گرفتن نویسندگان آشنا می شویم.
1- نوشتن در تابوت
نویسنده فرانسوی آناتول فرانس (Anatole France) یکی از عجیب ترین روش های الهام گرفتن را داشت. او گاهی درون یک تابوت دراز می کشید تا احساسات نوی را تجربه کند و داستان هایش را با فضایی تاریک تر و عمیق تر بنویسد. این روش نه تنها به او یاری می کرد تا در خصوص مرگ و زندگی تأمل کند، بلکه حس ترس و تنهایی را که در برخی آثارش نمایان است، به خوبی در فکرش تقویت می کرد. برخی دیگر از نویسندگان نیز از فضای مردگان برای الهام گرفتن استفاده می کردند و ساعت ها در قبرستان ها می گذراندند تا احساسات واقعی مرتبط با مرگ را تجربه نمایند. تابوت برای آنتول فرانس تنها یک وسیله نبود، بلکه راهی برای نفوذ به لایه های پنهان فکرش بود.
2- الهام گرفتن از توهمات ناشی از گرسنگی
فرانتس کافکا (Franz Kafka) و ادگار آلن پو (Edgar Allan Poe) از جمله نویسندگانی بودند که با گرسنگی دادن به خود، کوشش می کردند فکر خود را در وضعیتی غیرعادی قرار دهند. آن ها معتقد بودند که محرومیت از غذا می تواند مغز را به سوی تجربیات عجیب و شهودی سوق دهد و داستان هایی منحصر به فرد خلق کند. گرسنگی شدید باعث می شد فکرشان به حالتی نزدیک به توهم برسد و همین امر منجر به خلق آثار خاص و غیرمعمول می شد. برخی نویسندگان مدرن نیز ادعا نموده اند که روزه گرفتن یا امتناع از غذا می تواند به تمرکز و بیداری فکری یاری کند. این روش هرچند خطرناک است، اما برای برخی نویسندگان راهی برای خروج از تفکرات معمولی و یافتن الهام نو محسوب می شد.
3- نوشتن در تاریکی مطلق
جیمز جویس (James Joyce) نویسنده مشهور ایرلندی، روش بسیار عجیبی برای نوشتن داشت. او در یک اتاق کاملاً تاریک می نشست و با عینکی ضخیم که کاملاً نور را مسدود می کرد، می نوشت. هدف او از این کار این بود که تمام حواسش را تنها روی واژه ها و جملات متمرکز کند. او حتی از مدادی رنگی برای نوشتن روی کاغذ استفاده می کرد تا نوشته هایش در نور کم نیز خوانا باشند. برخی معتقدند که این روش به او یاری کرد تا ساختار زبانی پیچیده و سبک نوشتاری منحصربه فرد خود را در آثاری مانند اولیس (Ulysses) شکل دهد. تجربه نویسندگی در تاریکی، برای جویس راهی برای فرار از عوامل حواس پرتی و تمرکز کامل بر روی کلمات بود.
4- نوشتن در حالت خواب و بیداری
توماس ادیسون (Thomas Edison) و سالوادور دالی (Salvador Dalí) از این روش برای خلق ایده های نو استفاده می کردند و برخی نویسندگان نیز از آن بهره برده اند. این روش شامل به خواب رفتن در حالی است که یک شیء فلزی یا توپ در دست نگه داشته می گردد. زمانی که فرد وارد مرحله اولیه خواب می گردد، عضلاتش شل شده و شیء از دستش می افتد، صدای افتادن او را بیدار می نماید و ایده هایی که در آن لحظه در فکرش شکل گرفته اند، به سرعت روی کاغذ نوشته می شوند. این تکنیک برای به دست آوردن ایده های خلاقانه از ناخودآگاه فکر استفاده می گردد و برخی نویسندگان با این روش داستان های بسیار منحصر به فردی خلق نموده اند.
5- دویدن تا مرز خستگی کامل
هاروکی موراکامی (Haruki Murakami) نویسنده ژاپنی، معتقد است که دویدن طولانی مدت به او یاری می نماید تا ایده های نو برای داستان هایش پیدا کند. او روزانه ده ها کیلومتر می دود و باور دارد که در لحظات خستگی شدید، فکرش به حالتی می رسد که از افکار معمولی خارج می گردد و وارد دنیای خلاقانه تری می گردد. برخی دیگر از نویسندگان نیز ورزش های استقامتی را راهی برای الهام گرفتن و تمرکز فکری می دانند. موراکامی در کتابش از دویدن چه می دانم (What I Talk About When I Talk About Running) به وضوح تأکید می نماید که دویدن نه تنها برای سلامت جسمی مفید است، بلکه باعث افزایش تمرکز و خلاقیت فکری او می گردد.
6- نوشتن در حال غوطه وری در آب
یکی از روش های عجیب نویسنده ای مانند بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) این بود که برای آرامش و تمرکز، ساعاتی را در آب می گذراند. او در وان حمام دراز می کشید و در حالی که بدنش در آب غوطه ور بود، ایده هایش را مرور می کرد. فرانکلین اعتقاد داشت که آب باعث می گردد فکرش آرام گردد و ایده های نوی به فکرش خطور کند. برخی نویسندگان دیگر نیز روش های مشابهی را امتحان نموده اند، مانند نوشتن در نزدیکی دریا یا گوش دادن به صدای امواج برای ایجاد حس خلاقیت. قرار گرفتن در یک محیط آرامش بخش مانند آب می تواند فشارهای فکری را کاهش دهد و به نویسنده یاری کند تا افکار خود را به راحتی روی کاغذ بیاورد. در واقع، آب نوعی مدیتیشن طبیعی برای فکر خلاق محسوب می گردد. برخی از نویسندگان مدرن حتی ادعا نموده اند که استفاده از استخرهای مخصوص شناور شدن در آب نمکی (Floatation Tanks) به آن ها یاری می نماید تا به ایده های نو برسند. این روش، ارتباط عمیقی با تأثیر آب بر آرامش و عملکرد فکری دارد.
7- محبوس کردن خود در یک اتاق بدون پنجره
مارسل پروست (Marcel Proust) نویسنده مشهور فرانسوی، به خاطر روش های غیرعادی اش در نوشتن معروفیت داشت. او اتاقی را انتخاب نموده بود که هیچ پنجره ای نداشت و با چوب پنبه آن را کاملاً عایق صدا نموده بود. اعتقاد داشت که حتی کوچک ترین صداها می توانند تمرکز او را بر هم بزنند و باعث شوند که نتواند نوشته هایش را تکمیل کند. او اغلب تا ساعات طولانی در این فضای ایزوله می ماند و داستان های خود را در سکوت مطلق خلق می کرد. برخی دیگر از نویسندگان نیز روش های مشابهی را برای تمرکز انتخاب نموده اند، مانند نوشتن در زیرزمین یا استفاده از هدفون های حذف نویز (Noise-Canceling Headphones). این روش به آن ها یاری می نماید تا تمام حواسشان روی دنیا داستانی که در حال خلق آن هستند، متمرکز بماند. پروست باور داشت که ایزوله کردن خود، به او اجازه می دهد عمیق تر به جزئیات زندگی و احساسات انسانی بپردازد. شاید به همین علت، آثار او سرشار از نثرهای طولانی و توصیف های دقیق است.
8- پیروی از برنامه های خواب نامنظم
لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) و برخی نویسندگان مانند نیکولا تسلا (Nikola Tesla) از یک الگوی خواب چندمرحله ای (Polyphasic Sleep) پیروی می کردند. آن ها به جای خواب طولانی شبانه، در طول شبانه روز چندین چرت کوتاه می زدند که معمولاً بین 20 دقیقه تا 2 ساعت طول می کشید. این روش به آن ها اجازه می داد تا مدت بیشتری بیدار بمانند و از زمان خود حداکثر بهره را ببرند. برخی نویسندگان معتقد بودند که این روش فکر را در حالتی از هوشیاری مداوم قرار می دهد و باعث افزایش خلاقیت می گردد. وینستون چرچیل (Winston Churchill) نیز این روش را دنبال می کرد و معتقد بود که یک چرت کوتاه می تواند تمرکز و توانایی تفکر را به طور چشمگیری بهبود ببخشد. برخی نویسندگان مدرن نیز از این روش برای به دست آوردن بیشترین زمان ممکن برای نوشتن استفاده نموده اند. تحقیقات علمی نشان داده که خواب چندمرحله ای می تواند تأثیر مثبتی بر خلاقیت و تمرکز بگذارد، اگرچه برای همه افراد مناسب نیست. این روش، یکی از غیرعادی ترین تکنیک هایی است که برخی نویسندگان برای بهره وری بیشتر از آن استفاده نموده اند.
9- نوشیدن مقادیر غیرمعمول از قهوه
برخی نویسندگان، از جمله بالزاک (Honoré de Balzac)، برای نوشتن، میزان زیادی قهوه مصرف می کردند. بالزاک روزانه تا 50 فنجان قهوه می نوشید، زیرا معتقد بود که این نوشیدنی فکر او را در حالت هوشیاری مداوم نگه می دارد. او گاهی تا ساعت های طولانی بدون استراحت می نوشت و این حجم از کافئین به او یاری می کرد تا تمرکز خود را حفظ کند. مصرف زیاد قهوه برای برخی نویسندگان دیگر مانند ولادیمیر ناباکوف (Vladimir Nabokov) و ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) نیز یک عادت معمول بود. بااین حال، برخی از آن ها به علت استفاده بیش از حد از این ماده دچار عوارض جانبی مانند بی خوابی شدید و اضطراب شدند. اعتیاد به قهوه یکی از ویژگی های مشترک بسیاری از نویسندگان کلاسیک بوده است که در پی راه هایی برای افزایش انرژی و تمرکز بودند. امروزه نیز بسیاری از نویسندگان از این روش برای مقابله با خستگی و بهبود عملکرد فکری خود استفاده می نمایند. قهوه برای بسیاری از نویسندگان، نه تنها یک نوشیدنی، بلکه یک ضرورت خلاقانه محسوب می گردد.
10- استفاده از بازی های فکری و حل معما
برخی نویسندگان برای بهبود خلاقیت و یافتن ایده های نو، خود را درگیر بازی های فکری و حل معما می کردند. آگاتا کریستی (Agatha Christie) به عنوان ملکه داستان های جنایی، علاقه زیادی به حل جدول کلمات متقاطع و پازل های پیچیده داشت. او معتقد بود که این فعالیت ها فکر را برای یافتن ارتباطات غیرمنتظره آماده می نماید و به نویسنده یاری می نماید تا داستان هایی پیچیده و مجذوب کننده خلق کند. برخی دیگر از نویسندگان مانند لوییس کارول (Lewis Carroll) که خود ریاضی دان بود، از معماهای منطقی برای الهام گرفتن استفاده می کردند. تحقیقات نشان داده که انجام بازی های فکری می تواند ارتباطات نورونی مغز را تقویت نموده و فرآیند خلاقیت را بهبود بخشد. امروزه بسیاری از نویسندگان برای تحریک فکری از حل معماهای منطقی یا بازی های ریاضی استفاده می نمایند. این تکنیک نه تنها باعث افزایش تمرکز و تحلیل بهتر ایده ها می گردد، بلکه می تواند الهام بخش داستان های نو و خلاقانه باشد. حل معما، نوعی تمرین فکری است که به نویسنده اجازه می دهد فکر خود را از مسیرهای معمولی فراتر ببرد و داستان هایی مجذوب کننده تر خلق کند.
منبع: یک پزشک